جهش تولید | جمعه، ۱۴ آذر ۱۳۹۹

شهر گل - نمایش محتوای موسیقی

 

 

شهر گل

شهر ما باغ ُگلِ مردمونش شاپرکن
بگمت تا زه گلاش تو همی ُگلا تکن
بی ریا و با صفا مهربون و اهل دلن
خاکی و پاک و صمیمی به خدا خیلی ُگلن
رو ُگلوی محمدی مرغ غزل ساز اومد
تو گُلِسون با هزار حنجره آواز اومده
آسمون اینجا شباش نیلی و اختر فشونه
دومنش نقره کاری اطلس و پولک نشونه
باد بشکاف که میاد، زمین خشک دیروزی
پر میشه از علف و سبزه و گربه نوروزی
ایی که ریخته دم آب ایطو، گیسوی یاسمنه
او که رفته سرانداز سفید نسترنه
اینجو ماه بهمنم دارو درخته گل میکنه
کار به سرمو نداره حساب بلبل می­کنه
مردم مهربونش اینجو جوونی می­کنن
تا روپان شعر می­خونن شیرین زبونی میکنن
رو گلوی محمدی مرغ غزل ساز اومده
تو گلسون با هزار حنجره آوازه اومده
 
شاعر: خوشبخت

                                             

 

 



جواب‌های شاخه ای نویسنده تاریخ